لعنتی دوستان خواهر کوچکم

وقتی پدر و مادرم به یک سفر رفتند ، آسفالت خواهر کوچک من از دوستانش دعوت کرد که مانند من در فیلمها برای خواب در خانه بمانند. در ابتدا ایده داشتن همه این مشروب فروشی در خانه بازی من برای من احمقانه به نظر می رسید ، اما من به سرعت فهمیدم که می توانم بیشترین استفاده را از آن داشته باشم.

دختران شروع به نوشیدن الکل در اتاق کردند و وقتی که آنها نیمه مست بودند ، رفتند تا ببینند که چه کاری انجام می دهند. خواهر کوچک من و دوستانش شروع به بازی با خروس من کردند ، بنابراین من نمی توانم بیشتر از خدا بخواهم ، من همه این نوجوانان را به التماس برای تقدیر من داشتم! من یکی یکی آنها را لعنتی کردم تا اینکه دیگر نتوانستم آن را بگیرم ، حتی خروس خواهر کوچک من هم خودش را داشت!

Related videos