Busty بالغ میخ در تاکسی

یک زن بالغ داغ مجبور شد برای انجام برخی کارها در کاخ شهر به شهر برود. از آنجایی که او ماشین ندارد ، تاکسی خواست و سوار آن شد ، اما یک بار سوار شد ، فهمید که با او پول ندارد و با گرمائی که دارد ، به زودی به فکر راه حل برای همه چیز خواهد بود.

این زن خفه کننده بود و در تاکسی مدام لباسش را می گرفت تا ببیند آیا آن گرمای اغراق شده او را پشت سر می گذارد ، اما او متوجه نیست که راننده تاکسی از آینه به گربه اش نگاه می کند. این زن بالغ با پاهای خود نیمه باز رفت و شما می توانید همه چیز را ببینید و راننده تاکسی فقط برای دیدن او در حال سوختن بود.

راننده به او گفت چگونه قصد پرداخت دارد و بیدمشک را به عنوان روش پرداخت پیشنهاد داده است. این مرد مایل بود که او چیزی مثل این را بگوید ، زیرا او می خواست بچه های بزرگ او را ببیند و آنها را هنگام خوردن یک فاک خوب بخورد.